تبليغاتX
توهمات - غــــــــــــــــــــُر
با طعم هندونه...
خسته شدم از بس که همه‌ی مدارک با هم تناقض دارن
رو هر چی دست می‌ذاری گند یه جا دیگه در میاد*
چرا دیگه تغییر نمی‌کنم؟ باید لاغرتر می‌شدم!
همه‌ش دارم می‌خورم
مانتوم چروک شده٬ انگار از دهن گاو در اومده روم نمی‌شه راه برم تو شرکت
اعصاب ندارم
حقوق کی می‌دن پس؟ معلوم نیست پاداش می‌دن یا نه
حقوقم کمه
ماشین می‌خوام
بی‌اف می‌خوام
می‌خوام پول‌داااااااااار باشم
خونه پیش شرکت می‌خوام
که هر روز ۶.۳۰ از خونه پا نشم نیام بیرون
خوابم میاد
می‌خوام جیغ بزنم
می‌خوام اصلا میز و صندلیمو بردارم برم پایپینگ بشینم! آدم روحش شاد می‌شه اونا رو می‌بینه. همه با هم دوستن. اما واحد ما چی؟ همه‌ش دعوا، همه‌ش همه طلب‌کارن....اَه!
مامان بابا می‌خوام
می‌خوام هر روز که می‌رم خونه٬ تو خونه‌م روح جریان داشته باشه. حرارت داشته باشه
خسته شدم از این وضعیت
می‌گین چی کار کنم؟! :(

 

* باز می‌گن چرا ایران پیشرفت نمی‌کنه! به عنوان یکی که داره تو یه پروژه عظیم (ملی) کار می‌کنه می‌گم که با این وضعیت اگه در همین جایی که هستیم بمونیم شاهکار کردیم! حتما تو یه پست می‌نویسم دلایلشو. فعلا که تو مود غرم!

+ نوشته شده در  22 Apr 2008ساعت 14:59  توسط Andi  |