تبليغاتX
اندیشه‌ی من - وقایع اتفاقیه در شرکت
با طعم هندونه...
چرا من هر چی می‌رم از این لیدِرمون می‌پرسم می‌گه تو ذهنم بود در آینده واستو توضیح بدم؟ یا اینکه می‌گه این سوالای شما باعث می‌شه که شما رو متولی یه سری از کارها بکنیم! مثلا امروز رفتم ازش می‌پرسم یه چک لیستی واسه P&ID چک کردن داریم؟ می‌گه سوال خوبی پرسیدی! پس خودت بشو مسوولش و تهیه‌اش کن! گفت خودمم یه لیستی دارم بهت می‌دم تو تکمیلش کن. یا دیروز رفتم ازش می‌پرسم کدوم یونیت‌ها تو اسکوپ کاری شرکت ماست؟ می‌گه اتفاقا می‌خواستم خودم رو پلات پِلن مشخص کنم. حالا که پرسیدی بیا خودت مارکشون کن. یه نمونه دیگه هم بگم! امروز رفتم ازش درباره این سیستم‌ها کنترلی که واسه safetyه سوال کنم، می‌گه تو ذهنم بود در ماه‌های آینده یه جلسه‌ای بذارم براتون واسه همه اینو توضیح بدم. من نمی‌دونم چرا زودتر از اون فکر می‌کنم. دیروز رفتم بهش می‌گم این P&ID development ناقص‌ه! کامل توضیح نداده بعد چیزایی که گفته با خود P&ID نمی‌خونه! چشاش گرد شد. گفت تو اولین کسی هستی که جرات کرده همچین حرفی بزنه! اینو تکنیپ نوشته! بعد من اینجوری شدم :-> اینم از واقع شرکت!
* نشد معادل فارسی‌ها رو بنویسم D:
+ نوشته شده در  بیست و نهم فروردین 1386ساعت 20:0  توسط اندیشه  |