|
با طعم هندونه...
|
مثل سیگار و قرض و فالوده
تا جهان بوده ، عشق هم بوده
لیک چون بوده قابل تفسیر
کرده آداب آن به کل تغییر
آدم از دوره حجر ، کم کم
کرده بنیان عشق را محکم
تا که در عصر سنتی، به مرور
شده واقف ز عشق و مستی و شور
پاره ای کارهای نا معقول
هست در عشق سنتی معمول
پسری آتشی مزاج، اغلب
به لب چشمه یا که در مکتب
دختری نو دمیده را دیده
دخترک هم به عشوه خندیده
پر از طبع پر تلاطم خویش
رفته گردو شکسته با دم خویش
شده مانند ویس یا وامق
نه که یک دل ، هزار دل عاشق
لیک از آن جا که چرخ مینایی
ندهد بي مگس به كس ،چايي
اين وسط ، والدين آن دو جوان
مطلع مي شوند از جريان
غالبا خانواده دختر
می نهد چوب لای چرخ پسر
یا که پیدا شود به شکل عجیب
غول ناخوانده ای به نام رقیب
چون شود چرخ بلا کامل
پسر بینوا شود خل و چل
گر چه بیهوده می کشند ستم
این دو ، آخر نمی رسند به هم
گر که تلخ است یا که غمگین است