تبليغاتX
توهمات
با طعم هندونه...
دیدم به خواب خوش که بدســـــتم پیاله بود/تعبیر رفت و کـــار بدولت حواله بود
چهل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت/تدبیر ما به دست شراب دو ساله بود
آن نافه مراد که می خواستـــــــم ز بخت/در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود
از دست برده بود خمــــــار غمم سحــــر/دولت مساعــد آمد و می در پیاله بود
بر آستان میکــــده خون می خورم مدام/روزی ما ز خوان قــــــــــَدَر این نواله بود
هر کــو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید/در رهــــــــــــــگذار باد نگهبان لاله بود
بر طرف گلشنم گـــــذر افتاد وقت صبح/آن دم که کار مرغ سحــــــر آه و ناله بود
دیدیم شعر دلکش حافظ به مدح شاه/یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود
آن شاه تند حمله که خورشید شیرگیر/پیشش بروز معرکه کمتر غــــــــــزاله بود
+ نوشته شده در  21 Dec 2006ساعت 22:29  توسط Andi  | 

...
+ نوشته شده در  20 Dec 2006ساعت 12:3  توسط Andi  | 

No one knows the side of you that I know
No one gets to see, to feel you
To hear you when they call
I'm the only one you answer
Because I know what to do
I know what to do

When I need you
I just close my eyes and I'm with you
And all that I so want to give you
Is only a heartbeat away
When I need love
I hold out my hand and I touch love
I never knew there was so much love
Keeping me warm night and day

Miles and miles of empty space in between us
A telephone can't take the place of your smile
But I won't be traveling forever
It's cold out, but hold out
And do like I do

When I need you
I just close my eyes and I'm with you
And all that I so want to give you
Is only a heartbeat away

It's not easy when the road is your driver
But honey that's the heavy load that we bear
But I won't be traveling a lifetime
It's cold out, but hold out
And do like I do
When I need you

But I won't be traveling a lifetime
It's cold out, oh honey, hold out
And do like I do

When I need you
I just close my eyes and I'm with you baby
And all that I so want to give you
Is only a heartbeat away

When I need love
I hold out my hand and I touch love
I never knew there was so much love
Keeping me warm night and day
Honey, when I need you

I'm in a cloud and I'm holding my hand out to you
Holding my hand out to you
Holding my hand out for you

+ نوشته شده در  17 Dec 2006ساعت 17:30  توسط Andi  | 

با خاستگاهی افرایی
دلخوش به همنشینی شمشادم
حتی،
یکی در باغچه آن سوتر
[در خانه ی خودم]
با بوی برگِ آمده با باد،
از جنگل شگفت شما، شادم

قاف مرا هنوز
سیمرغ هم به خواب ندیده است.
+ نوشته شده در  14 Dec 2006ساعت 11:1  توسط Andi  | 

الا ای طوطی گویای اسرار ............ مبادا خالیت شکّر زمنقار
+ نوشته شده در  14 Dec 2006ساعت 8:24  توسط Andi 

دلم می خواست دریا بودم
همه شور و غوغا بودم ....
+ نوشته شده در  11 Dec 2006ساعت 21:5  توسط Andi  | 

خب به سلامتی شر یه کنکور کم شد!!! امروز امتحان شرکت گاز دادم و خلاص!!! سوالاش که خیلی چرت بود و مسخره البته. صد رحمت به امتحان شرکت نفت!!! یه کم باز سخت بود و احتیاج به فکر کردن داشت این که هیچی!!! سوالای عمومی! شو که تو یه ربع زدم اختصاصیشم تو نیم ساعت D: دیگه اینجوریا حالا اصلا هم معلوم نیست با اون ایرادایی که از مدرکم گرفتن قبولم کنن!!!پریروز که رفته بودم کارتمو بگیرم دیدم میگن باید بری قسمت رفع اشکال! رفتم اونجا کلی از بچه ها اونجا وایساده بودن تا کارشون را بیفته بعد اون آقاهه که روز قبلش تو شرکت گاز رفته بودم پیشش منو دید گفت: اِ خانوم فلانی؟!! ملت و باید میدیدی همچین نگاه می کردن که انگار مچ گرفتن!!! همه فکر کردن دیگه من الان ته پارتی ام و این امتحانا همش فرمالیته است! دیگه خبر نداشتن از داد و بیداد من سر مدرک بوده که منو یادش بود :( حالا خوبه که تموم شده این برسیم به اون کنکور مهمه!!!!
+ نوشته شده در  8 Dec 2006ساعت 16:18  توسط Andi  | 

الان تی وی داره مسابقه آسیایی وزنه برداری و مستقیما نشون میده. یه گزارشگرم فرستادن از اونجا گزارش کنه. یهو دیدم که صدای یه خواننده زن عربی میاد. گفتم نکنه من یه صفحه ای باز کردم که اون اهنگ داره!! بعد دیدم نه! من که اصلا به نت وصل نیستم. نگو از تو سالن بوده چن دقیقه همینجور گذشت. داشتم فکر می کردم که چی شده اینا یهو نگفتن که مثلا ارتباط با گزارشگر قطع شده و کلا صدا رو قطع کنن. البته این از اون کاری که اینا کردن معقول تر بود. اومدن یه آهنگ دامبولی گذاشتن زمینه تصویر که هم صدای اون خواننده ه میومد بازم، هم صدای گزارشگر. خلاصه سوتی شد!! حالا اون خانومه که خوندنش تموم شد صدای یه آقاهه میومد که اونم یه چیزایی داشت می خوند ایندفعه هم از وسطاش اون آهنگ دامبولیو پخش کردن.
حالا از اینا گذشته چه حس خوبیه که یکی از کشورش بره یه جایی بعد مقام بیاره. این رضازاده هم خیلی نازه. وقتی وزنه رو می بره بالا سرش نگاه به این ور و اون ور میکنه. یه جوری سرشو به علامت تائید تکون میده. وای وقتی داشت وزنه رو می برد بالا جوری شده بودم تو دلم یه جوری شده بود :P
+ نوشته شده در  6 Dec 2006ساعت 20:9  توسط Andi  | 

اینو یکی از بچه ها الان تعریف می کرد:
امروز یه کامیون دیده بود که رو گلگیرش نوشته بود :
گلگیر راست:
"بر دریچه ی قلبم نوشتم ورود ممنوع"!
گلگیر چپ:
" عشق آمد و گفت سواد ندارم"!!!!
خودتون متصور بشین لطفا!!!

کلی با این راننده کامیونا و وانتیا حال می کنم با این جمله هاشون!!! با عباس قادری و جواد یساری هم همینطور :-"
+ نوشته شده در  4 Dec 2006ساعت 22:31  توسط Andi  | 

- مردها مثل سبزی هستند، حتما باید قبل از استفاده پاکشون کرد!!!
- مردها مثل خیارند نباید تا ته باهاشون بمونی و گرنه تلخ می شن!!
- زنها مثل فلفل هستند فقط هندی ها قدرشونو می دونن!
- زنها مثل سیبند. باید بزنن تو سر مردها تا مغزشون به کار بیفته!
- مردها مثل سیرند بوی بد میدن! اما خاصیت دارن!
- مردها مثل بلالند باید توی آب نمک خیس بخورن تا کمی با مزه شن!
- مردها مثل گوجه فرنگی، سرخ هستند اما بازم باید سرخشون کرد!
- مردها مثل نارگیلند سنگین هستند اما توی دلشون هیچی نیست!
- زنها مثل زعفرانند جنبه تزئینی دارند!
- مردها مثل پیچکند بیخودی می پیچن به پر و پای هر چیز!
- مردها مثل کیوی هستند پوستشونو باید کند! سخته ولی ممکنه!!
-و نکته آخر هیچ ربطی هم به نکات بالایی ندارد اینکه: مردها مثل مارمولک هستند هر چند بار که دمشان را قطع کنی باز هم دم در میاورند!!!

"مهدی عسگری(از مردهایی که در آینده زن ذلیل خواهند شد!!!)" - مجله طنز و کاریکاتور
+ نوشته شده در  4 Dec 2006ساعت 19:49  توسط Andi  | 

دارم از بیکاری میمیرم! اومدم دانشگاه این مدیر گروه و ببینم که یه نامه واسه گرایشم میده یا نه. اما رفته جلسه تا ۱ باید اینجا الاف باشمحوصله م سر رفته هیچ کاری ندارم هیچ جام که یه خبر جدید نذاشتن سرمون گرم شه. از بیکاری اومدم اینجا آپ کنم!وای ۲ ساعت دیگه مونده. تازه قرار بود زود برم خونه پست چی میاد خونه باشم! خدا کنه قبل پستچی برسم خونه. وگرنه بازم باید تا ۴ راه لشگر برم ساعت سه هم که از داتک میان واسم مودم بیارن. دارم ADSL دار می شم. البته گفتن که ۲۱ ام وصل میشه. این روزا که اتفاق جالبی نمی افته که بخوام اینجا بنویسم.


پس نوشت: دیگه جدی جدی دارم تلف میشم اینجا (11:48@)

+ نوشته شده در  3 Dec 2006ساعت 10:10  توسط Andi  | 

الان اومدم دانشگاه. طبق معمول این کارای من یه گیری باید داشته باشه. از شرکت گاز نامه دادن که مدرکت ناقصه!!! حالا دلیلشون چیه؟! چون مدرکم گرایش نداره. آخه به من چه؟ خود دانشگاه تصمیم گرفته ماها بدون گرایش باشیم! البته من که گرایشم فرایند بود. حالا یه بار این گرایش به دردمون خورد که اونم نداشتیم!!! حالام اومد دانشگاه ببینم کاری میشه کرد یا نه. اما هیچ کی جواب گو نیست اینجا. مدیر گروه هم که نیست فقطم تا ۲ شنبه وقت دارم

برف هم که نیومده دلم خوش باشه. الان بچه ها می گفتن که محله اونا برف اومده یعنی در واقع همه جا برف اومده جز محله ی ما

* این پست از دانشگاه فرستاده شد!!!

+ نوشته شده در  2 Dec 2006ساعت 11:28  توسط Andi  | 

و من همچنان در انتظار اومد برف بیدارم! یه هفته است که هر روز به امید اینکه اینجا سفید شده پا میشم و اولین کارم رفتن کنار پنجره است اما هر روز آفتابی تر از دیروزش بوده. حالا امیدوارم فردا با برف بیدار شم!!!
+ نوشته شده در  2 Dec 2006ساعت 1:10  توسط Andi  | 


چه تو را عاشقانه دوست می‌دارم،
گویی که تو معشوقه منی
گویی که تو از آنِ منی:
همه جا تویی:
به درستی شسته،
تو همین آسمانِ نزدیکی
راست هبوط کرده‌ای از آسمان:
چشمان آسمانی تو
تکه‌یی از سیمای خیمه‌گاه و هوایی ِ تو:
بادام آبی ِ بام:
آبی ِ آسمان:

عروس

(سنگ‌های آسمانی، پابلو نرودا)



+ نوشته شده در  30 Nov 2006ساعت 21:30  توسط Andi  | 

بغیر از آنکه بشد دین و دانش از دستم           بیا بگو که ز عشقت چه طرف بر بستم
+ نوشته شده در  30 Nov 2006ساعت 9:25  توسط Andi 

یه چیز جالب! الان داشتم وبلاگمو نگاه می کردم دیدم این پستای آخری همشون تو تاریخای زوج نوشته شدن!!! چه باحال !!!
+ نوشته شده در  29 Nov 2006ساعت 10:57  توسط Andi  | 

احساس میکنم مغزم خالیه! هر چی فکر می کنم که چی بنویسم که این بد بخت به روز باشه چیزی به ذهنم نمی رسه! فقط اینکه این روزا یه کم به برنامم عمل می کنم! که جای امیدواری داره!!! واسه مصاحبه که خوندم الانم منتظر تماس اونام یکی از درسامم به سلامتی داره تموم میشه اونم با چه جون کندنی! این تموم شه 2 تا درس نیمه کاره هم دارم که فک کنم اونام زود تموم شه میمونه 3 تا درس دیگه البته به جز زبان تخصصی و کنترل فرایندها! که اونام هیچی! قراره که خونده نشن! یعنی اونا مال ماه آخره! دیگه اینطوریا! ما بریم بقیه حرارتو بخونیم خیالمون راحت شه !!! :D
+ نوشته شده در  29 Nov 2006ساعت 10:55  توسط Andi  | 

هندونه

+ نوشته شده در  27 Nov 2006ساعت 11:7  توسط Andi  | 

با تو از خویش نخواندم -که مجابت نکنم
خواستم تشنه ی این کهنه شرابت نکنم

گوش کن از من و بر همچو منی گوش کن
تا که ناخواسته مشتاق عذابت نکنم

دستی از دور بر هرم غزلم داشته باش
که در این کوره ی احساس مذابت نکنم

گاه باران همه ی دغدغه اش باغچه نیست
سیل بی گاهم و نا گاه خرابت نکنم

فصل ها حوصله سوزند. -بپرهیز- که تا
فصل پُر گریه ی این بسته کتابت نکنم

هر کسی خاطره ای داشت -گرفت از من و رفت
تو بیندیش - که تا بیهده قابت نکنم

"محمد علی بهمنی"
+ نوشته شده در  25 Nov 2006ساعت 20:45  توسط Andi  | 

من تا حالا فکر می کردم امروز جمعه است !!!! می گفتم واسه اینه که بی حال و حوصله ام اما حالا که 5 شنبه است دلیلش چیه پس؟!!
+ نوشته شده در  23 Nov 2006ساعت 14:20  توسط Andi  |